X
تبلیغات
آکادمی فلسفه

آکادمی فلسفه

مدرنیته و پست مدرنیته،تئوری و عمل،دموکراسی،مکاتب فلسفی،آزادی، برابری و عدالت

قیسا شعرلر/مقصود تقی زاده هریس(نیسگیل)

 

 
                                    قیسا شعرلر

                    مقصود تقی زاده هریس(نیسگیل)

***

کوچه ده

         اوشاقلارین

                گولوب- اویناماق سسی،

کؤنلومده

        آغاج آتیمین

                توز بوروموش خاطیره سی...

                            27/4/1390

 

***

یوردوم، یوردوم

            یئتیم یوردوم!

آی کده ری درین

سئوینجی دایاز!

حاییف اولسون کی

                     سنه

                       «وای! وای!» دئین چوخ اولدو

                                       «چؤرک» وئرن آز!!!

                                        یای- 1390، هریس

 

***

زیره لری دوشونورم


برچسب‌ها: مقصود تقی زاده هریس, ادبیات و شعر ترکی آذربایجانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 15:0  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

صلاحیت اعلمی و مشایی، پیروزی اصولگرایان را می تواند بیمه کند

 

صلاحیت اعلمی و مشایی،

                     پیروزی اصولگرایان را می تواند بیمه کند

  این روزها شاهد رفع فیلتر سایت دکتر اکبر اعلمی هستیم که مطمئنم سیگنالی برای قبول صلاحیت ایشان  است.

 http://www.akbaralami.net/Public/Default.aspx

 حضور و ظهور اعلمی در چند هفته اخیر و تجزیه و تحلیل گفتگوها و نوشته های جدید ایشان نشان می دهد  گفتمان اعلمی کاملاً به نفع ائتلاف پیشرفت و اصولگرایان و به ضرر  قطب هاشمی- خاتمی خواهد بود.

از آنجایی که در انتخاباتهای ۸۴ و ۸۸  سبد رأی آذربایجانی ها در شکست و پیروزی کاندیداها نقش و رل مهمی را بازی کرده است.بنابراین این دفعه هم  به احتمال زیاد با دادن صلاحیت به اعلمی، پروژه شکست هاشمی و پیروزی کاندیدای اصولگرایان در زمین بازی انتخابات ریاست جمهوری تحقق بیابد.

در سال ۸۴ سبد رأی آذربایجانیها بنام مهرعلیزاده بنفع اصولگرایان و به ضرر معین و هاشمی تمام شد و در سال۸۸ هم با رد صلاحیت اعلمی ،مدیریت و کنترل سبد رأی آذربایجانیها بیشتر به نفع اصولگرایان و حتی بعد از انتخابات هم  آذربایجانیها پدیده تراختوریسم را بر جنبش سبز ترجیح دادند تا درسی باشد برای کسانی که تا بدانند با و بدون تبریز و آذربایجان جنبشی و جناحی شکست و پیروزی اش حتمی است.

اما امروز با توجه به تجربه های اخیر و آمدن آقای هاشمی ،آمدن اعلمی بخاطر سابقه منتقد جدی هاشمی بودن- از شعار(( از بهرمان رفسنجان تا تبریزآذربایجان درسال۷۸)) تا گفتگوهای نقادانه چند هفته اخیر نسبت به هاشمی -احتمال دادن صلاحیت به ایشان را تقویت می کند وشاید این دفعه سبد رأی آذربایجانیها بنام اعلمی،برعلیه هاشمی و به کام جریان اصولگرایی از جمله آقای قالیباف خواهدبود.

نمونه گفتگوهای منتقدانه اعلمی نسبت به هاشمی و خاتمی و دولتیها در روزهای اخیر:

با تمام قوت هاشمی رفسنجانی را به چالش خواهم کشید/ به نفع کسی انصراف نمی‌دهم-فعلا بزرگترین تشکیلات و ستادم آذربایجان است

به نفع هیچ کس کنارنمی روم/ اگرهاشمی و خاتمی اهل تغییر بودند در دوران ریاستشان این تغییر را ایجاد می کردند

ما هم خدائی داریم و آذربایجان همچنان تشکیلات بزرگ و حزب عظیم غیر رسمی من است

باتوجه به کاندیدا شدن هاشمی، مصاحبه شما دیگر قابل چاپ نیست! )

 اما در ارتباط با صلاحیت آقای مشایی نظر دو فعال سیاسی را ذکر می کنم که نشان دهنده آنست که صلاحیت آقای مشایی به نفع اصولگرایان و به ضرر هاشمی است علی الخصوص که از لحاظ جغرافیای رای و نوع طبقات و قشرهای اجتماعی تاحدودی مشترک اند:

حمیدرضا ترقی عضو حزب موتلفه اسلامی :( نفع (هاشمی) از رد صلاحیت مشایی )

اصولگرایان باید هوشمندانه‌تر رفتار کنند. چراکه اگر نامزد مورد حمایت دولت هم ردصلاحیت شود، پایگاه اجتماعی آنان که از اصولگرایان دل‌خوشی ندارد، به سمت هاشمی متمایل خواهد شد تا مانع پیروزی اصولگرایان شود.

دکتر زیبا کلام از مدافعان سرسخت هاشمی و اصلاح طلبان معتقد است:(آرای خاکستری برای مشایی است)

اگر مشایی تایید و وارد رقابت انتخاباتی شود، به ضرر اصلاح طلبان خواهد بود چرا که رایی که مشایی می آورد در حقیقت اگر وی وارد عرصه انتخابات نمی شد به صندوق هاشمی ریخته می شد.

ایشان معتقد است: آمدن مشایی به نفع اصولگرایان بوده و رای اصولگرایان ثابت می ماند و مشایی بخشی از آرای اصلاح طلبان را وارد سبد خود خواهد کرد.


برچسب‌ها: اعلمی, هاشمی, مشایی, قالیباف, آذربایجان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 12:27  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

قره داغ -بهشت آذربایجان

 

                                           قره داغ زیبا و دیدنی

 


برچسب‌ها: قره داغ, بهشت آذربایجان
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 19:39  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

جدال گفتمان توسعه وآزادی با گفتمان پیشرفت وعدالت در اندیشه سیاسی ایران امروز

 

   جدال گفتمان توسعه وآزادی  با گفتمان پیشرفت وعدالت

                   در انتخابات ریاست جمهوری

 

با دقت و موشکافی در کلام ومفاهیم روشنفکران و بازیگران عرصه فکری و سیاسی جامعه امروز ایران، علی الخصوص از بعد گفتمانهای مطرح انتخاباتی و جناحی می توان دو گفتمان عمده و چند زیر گفتمان یا خرده گفتمان را مشاهده کرد.

1- گفتمان توسعه و آزادی(توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی)

توسعه اقتصادی یا رواج اقتصاد بازار آزاد و اقتصاد خصوصی از طرف کارگزاران سازندگی با شعار توسعه و اعتدال به پرچمداری آقای رفسنجانی

توسعه سیاسی یا رواج آزادی مطبوعات و احزاب از طرف طرفداران اصلاحات به پرچمداریآقای خاتمی

 2-  گفتمان پیشرفت و عدالت

رواج عدالت و برابری اجتماعی و پر شدن شکاف های اجتماعی و طبقاتی از نوع حاشیه و مرکز،شهر و روستا، فقیر و ثروتمند و... با شعار عدالت و پیشرفت از طرف ائتلاف پیشرفت(آقایان قالیباف،ولایتی و حداد عادل) 


برچسب‌ها: توسعه, پیشرفت, عدالت, آزادی, اصلاحات
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:49  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

قومیت ها و جایگاه آن در گفتمان اصولگرایی اصلاح طلبانه

 

قومیت ها و جایگاه آن در گفتمان اصولگرایی اصلاح طلبانه
 

رجوع دوباره به اصل 15 قانون اساسی

 

در نگاه نخست می توان ادعا کرد، اجرای دقیق و کامل قانون اساسی به خصوص اصل 15 آن، گامی مهم و بنیادین در حل کامل و نهایی مسئله قومیت هاست. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بهترین نحو، بیانگر آمال و خواست های قومیتها و اقوام مختلف نژادی و مذهبی ایران است.
پایگاه تحلیلی گفتمانی امید، گروه سیاسی: مسئله قومیت ها هویتی دوگانه دارد از سویی دستیابی به اهداف و آرمان های  نظام  جمهوری اسلامی و تحقق رهیافت اصولی اتحاد ملی و انسجام اسلامی بدون ارائه رویکردی معقول و همه جانبه نسبت به اقوام و مسئله قومیت ها و مطالبات ایشان ممکن نخواهد بود. و از سوی دیگر با توجه به جایگاه خاص جمهوری اسلامی در معادلات بین المللی، تحرکات خارجی نیز می تواند عامل تقویت کننده نابسامانی های قومی باشد باشد لذا عدم درک صحیح این مهم می تواند جامعه ایرانی را دستخوش تعارضات اجتماعی و بحرانهای ناشی از آن کند.
 درک درست مطالبات قومی و تلاش در جهت احقاق حقوق قانونی ایشان می تواند در رفع این دغدغه تاثیر بسیار گذاشته و امنیت پایدار را برای نظام اسلامی به ارمغان آورد، در این راستا، می توان راهکارهایی را به عنوان مبانی و نظریات راهبردی و منسجم ارائه نمود تا در نهایت و از خلال آنها بتوان به راه حل نهایی و کارآمد مسئله قومیت ها در ایران دست یافت تا مبنای عمل حاکمیت قرار گیرد. توجه به چند نکته در روند سیاستگذاری و اجرایی نمودن آن در این خصوص حائز اهمیت است.

برچسب‌ها: قومیت, ناسیونالیسم, اصل 15, اصولگرایان اصلاح طلب, تمرکززدایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 15:52  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

روز معلم و یاد معلم گرامی باد

 

باز  نشر یادداشت یک سال پیش

                        روز معلم و یاد معلم گرامی باد

 

 

*  در حالت کلی و عمومی معلم به کسی می گوییم که در مدرسه یا دانشگاه  برای دانش آموزان و دانشجویان  درس یاد بدهد. اما به غیر از اینها  معلمان دیگری هم  در زندگی هستند که نقش آنها از معلمان مدرسه و  مکتب کمتر نمی باشد از پدر و مادر و دوستان گرفته تا تجربیات و کتابها .

* درتاریخ اندیشه و فلسفه، ارسطو را معلم اول و ابونصر فارابی را معلم ثانی لقب داده اند. در تاریخ معاصر ایران و علی الخصوص آذربایجان، صمد بهرنگی  بعنوان معلم نمونه مدارس روستاهای آذربایجان شناخته شده است. روز شهادت استاد مطهری هم بعد از انقلاب بعنوان روز معلم  در تقویم ها ثبت شده است.

*استاد مطهری  برای من هم در گرایش به فلسفه و فلسفه خواندن تا حدودی تأثیرگذار بوده است، درسال 1370  وقتی اول دبیرستان می خواندم از کتابخانه دبیرستان روستایمان بکرآباد کتاب فطرت آقای مطهری را امانت گرفته بودم در پاورقی یکی از صفحات کتاب مزبور واژه فلسفه های اگزیستانسیالیسم آمده بود که با پسر عمویم حجت که امروز معلم روستای علیار در دیزمار است  در مورد هجی کردن و معنای آن خیلی ور رفتیم از آن پس عشق و علاقه من برای شناخت مکاتب فلسفی غرب  از اگزیستانسیالیسم تا پست مدرنیسم بیشتر و بیشتر شد.

* اما وقتی در سال 1374 وارد دانشگاه شدم ،دانشگاه و عشق و علاقه دانشجویان دکتر شریعتی بود نه استاد مطهری. اما زمان گذشت تا در سال 78 و 79 در مرکز گفتگوی تمدنها در ولنجک بخاطر حضور در کلاس های برخی اساتید باز علاقه ام به استاد مطهری بخاطر رویکرد عقلانی و علمی اش بیشتر شد و فهمیدم اگر شریعتی در خوانندگانش شور آفریده، اما مطهری در خوانندگانش شعور و عقلانیت منطقی و فلسفی آفریده است.

* در هرحال روز همه معلمانم  مبارک باد از زهرا اسکویی، اکرم مردانی، ایران شیبانی، مرضیه میرزایی  ( در ابتدایی)، دکتر ابراهیم اقبالی، بخشی، بحری، غنی پور،علی رحیمی، اصغرزاده معلم علوم،(در راهنمایی)، استاد احمد احمدی، بلال رنجبر،حجت عزتی،فرجادی فر، ایرج و عباس جوانی....( در دبیرستان)، دکتر محمود نوالی، دکتر مسعود امید، دکتر کواسمی، دکتر آژیده، دکتر اکرمی، دکتر نوظهور .....(در دانشگاه تبریز) و دکتر عبدالکریم رشیدیان، دکتر منوچهرصانعی دره بیدی، دکترمحمد ایلخانی، دکتر احمدی، دکتر شکیبا، دکتر مسگری،دکتر علوی نیا،دکتر شیخ، پروفسور کاترین در دانشگاه شهید بهشتی تهران و دکتر جواد هئیت که پایاننامه ام  را به ایشان تقدیم کرده ام در تهران و دهها معلم و عزیز دیگر.

و روح دکتر گروسی استاد روانشناسی مان و روح دکتر ابوالقاسم ذاکرزاده استاد فلسفه های آلمان مان نیز شاد باد و خدا رحمتشان کند.


برچسب‌ها: روز معلم, مطهری, جواد هئیت, ارسطو, فارابی
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:37  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

جایگاه کار و کارگر در فلسفه هگل و مارکس

 

            جایگاه کار و کارگر در فلسفه هگل و مارکس 

Karl Marx 001.jpg

                           هگل                                                    کارل مارکس

هگل در اثر معروف خود Phenomenology of Mind این مساله را در مبحث آقا و نوکر ( ارباب و بنده ) بررسی می کند. ( آقا در فلسفه مارکس به بورژوا، سرمایه دار و نوکر به پرولتر و کارگر تغییر نام یافته است).  

“برای هگل، کار ،هستی و جوهر انسان را تشکیل می دهد ” ( مارکس )

هگل اشاره می کند که سعی و کوشش انسانها در نبرد زندگی بیشتر برای رسیدن به آرزوهای خود است و خصلتهای انسانی را فقط افرادی دارند که برای رسیدن باین اهداف زندگی خود را بخطر بیندازد. اما نه فقط رسیدن به آرزوها هدف اند بلکه انسانها سعی می کنند که در این نبرد خونین مورد تأئید دیگران نیز قرار بگیرند، برسمیت شناخته شوند و از اعتبار اجتماعی نیز برخوردار گردند.

اما هگل ادامه می دهد که این نبرد نباید با از بین رفتن انسان های دیگر خاتمه پیدا کند، چرا که دیگر کسی باقی نمی ماند که برنده را تأئید نماید.

در این نبرد قانون غریزه بقاء برای آقا صدق نمی کند : آقا برای اینکه مورد تائید دیگران قرار بگیرد زندگی خود را بخطر می اندازد و به پیشواز مرگ میرود. نوکر اما حاضر نیست که خود را با خطر مرگ مواجه نماید و از این جنگ خونین صرفنظر و نوکری را می پذیرد تا که زنده بماند. آقا زندگی خود را بخطر می اندازد و بدین ترتیب مورد تأئید نوکر قرار می گیرد. آقا اما نوکر را برسمیت نمی شناسد و هر دو این واقعیت زندگی را قبول کردند. نوکر کار میکند و طبیعت را برای آقا تغییر میدهد (کشاورزی و درست کردن ابزار کار از مواد معدنی ) که آقا بتواند از زندگی لذت ببرد. در واقع بین طبیعت و آقا کارهای تولیدی نوکر قرار گرفته است و آقا نه فقط نوکر را در اختیار خود دارد بلکه بوسیله کار نوکر آقا بر طبیعت نیز مسلط می گردد. بدین وسیله آقا آزادی خود را در طبیعت بدست می آورد. اینجا باید خاطر نشان ساخت که کار از نظر هگل یعنی کار برای دیگری، کار برای ارضاء غریزه های شخصی یک عمل کرد حیوانی بشمار می آید. تاریخ در فلسفه هگل با جنگ بین آقا و نوکر شروع و با پیروزی آقا ادامه می یآبد و آنروزی که مساوات بین آقا و نوکر برقرار گردد حرکت تاریخ نیز متوقف می گردد ، تاریخ به انتهای خود می رسد. ( برای مارکس نبرد آقا و نوکر جنگ بین بورژوا و طبقه گارگر است).


برچسب‌ها: هگل, مارکس, کار و کارگز, فلسفه, آکادمی فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:35  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با فمینیسم ( جنبش فلسفی- اجتماعی و سیاسی زنان)-4-

 

                          فمینیسم و انواع آن                  

(لیبرالیستی/سوسیالیستی/مارکسیستی/رادیکال و روانکاوانه)

مقدمه

فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده یا از زنان الهام گرفته شده، مخصوصاً در زمینهٔ شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌برد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است. فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند.

فمینیسم مجموعه ای از حرکات و ایدئولوژی ها برای ایجاد کردن بسترهای دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای زنان و همچنین ایجاد فرصت های برابر برای زنان و دختران در آموزش و پرورش و اشتغال است. واژه "فمینیسم" و "فمینیست" برای اولین بار در فرانسه و هلند در سال 1872 ظاهر شد ، بریتانیا در 1890s، و ایالات متحده در سال 1910، و فرهنگ انگلیسی آکسفورد لیست 1894 را به عنوان سال ظهور برای اولین بار از "فمینیست" و 1895 برای "فمینیسم" استفاده کردند.

در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است.

 


برچسب‌ها: فمنیسم, زنان, فلسفه, مارکسیسم, لیبرالیسم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 14:17  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با فمینیسم ( جنبش فلسفی- اجتماعی و سیاسی زنان)-3-

 

فمنیسم بازار آزاد                                

معرفی کتاب«فمنیسم گمراه شده» اثر هستر اینشتین

 

  هستر اینشتین در این کتاب فمنیسم لیبرالی را با استفاده از نشانه‌های تاریخی نقد می‌کند و نشان می‌دهد که پذیرش نظریه‌ی «فمنیسم رایج» یورش شرکت‌های سرمایه‌داری بزرگ را به طبقه‌ی کارگر آمریکا، به کشاورزان و کارگران شهری و روستایی در کشورهای آمریکای جنوبی و سراسر جهان موجه جلوه می‌دهد.  
از دیدگاه او فمنیسم باب روز چون کُلفَت ناآگاه به طبقه‌ی سرمایه‌دار خدمت می‌کند و تاکنون تعریف رایج فمنیسم در دنیای اقتصاد سرمایه‌داری جهانی سبب رشد نولیبرالیسم شده است.
به عقیده‌ی هستر اینشتین نظریه‌ی «فمنیسم رایج» یا فمنیسم لیبرالی در فرهنگ مردم آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان جا افتاده و بخشی از دانش همگانی شده؛ مثلا همه این را قبول دارند که وقتی زن وارد بازار کار شد و مزد گرفت، به استقلال و آزادی می‌رسد. البته موج دومی از فمنیسم نیز به وجود آمده که به فمنیسم سوسیالیستی گرایش دارد و هدف اصلی‌اش بر رشد کامل انسان و زن متمرکز است، اما بیشترینه‌ی زنان فمنیست جهان سوم و زنان فمنیست رنگین‌پوست و هم‌چنین فمنیست‌های رادیکال همه‌ی هدف‌شان را بر پیشرفت فردی و بالا بردن زمینه‌های شکوفایی ذاتی بازار آزاد رقابتی و نظام سیاسی متمرکز کرده‌اند. به عبارت دیگر، با ترویج این نوع فمنیسم بازار آزاد نولیبرالیسم از ورود زن به بازار کار سود برده و می‌برد.


برچسب‌ها: فمنیسم, زنان, فلسفه, سرمایه داری, فمننیست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 14:10  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با فمینیسم ( جنبش فلسفی- اجتماعی و سیاسی زنان)-2-

 

بحران سرمایه‌داری؛
 
                     زن: فرشته‌ی نجات یا قربانی؟
 

 برخی از گردانندگان و طراحان بازار جهانی معتقدند که «این‌بار» کلید حل بحران اقتصادی کنونی در دست زنان است و با تکیه بر همین باور نیرو و سرمایه‌های گزافی خرج می‌کنند و فشارهای اقتصادی و اجتماعی گوناگون و هم‌چنین فشارهای روانی و عاطفی بی‌شماری نیز نسبت به زنان روا می‌دارند. نظام سرمایه‌داری بنا به ماهیتش نظامی‌ست که به‌جای اندیشیدن به نیاز‌های انسان، به فکر کشف شیوه‌ای نو برای فروش محصولات جدید و جلب مشتری‌های بیش‌تر و از پی آن خروج از بحران است. یکی از این شیوه‌ها که هر روز طرحی نو درمی‌اندازد، زنان را مورد هدف قرار داده و برای آن‌ها مشکلات روانی از قبیل «احساس ناامنی، ترس و اضطراب» نسبت به جایگاه اجتماعی‌شان ایجاد می‌کند. در این مسیر، برای نزدیک شدن به اهدافش از چند راه عمل می‌کند. یکی از این راه‌ها تغییر دیدگاه زنان نسبت به ظاهر خودشان است. به این ترتیب که نخست زیبایی را بنابه منافع صاحبان بازار برای جامعه تعریف می‌کنند و در جهت رشد این منافع به تصور زنان از زیبایی یا چگونه پسندیده شدن شکل می‌دهند. به عبارت دیگر، جایگاه اجتماعی زن را با ظاهر او محک می‌زنند.

برچسب‌ها: فمینیسم, سرمایه داری, حقوق زنان, آمریکا, فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:40  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با فمینیسم ( جنبش فلسفی- اجتماعی و سیاسی زنان)-1-

 

فمینیسم به مثابه فلسفه
 
 

بحث پیرامون آن دسته از دل مشغولى هاى فلسفى که یکسان بودن تجربه بشر با تجربه جنس مذکر را مردود مى داند، «فلسفه فمینیستى» نامیده مى شود. فلاسفه فمینیست فلسفه سنتى را در زمینه هایى به مبارزه مى طلبند که اولا علایق، هویت و دغدغه هاى زنان را جدى نمى گیرد و ثانیا چگونگى بودن، تفکر و کارآمدى آنان در مقایسه با مردان را به رسمیت نمى شناسد. از آنجا که فرهنگ غرب همواره عقلانیت را با مردانگى و عاطفه را با زنانگى پیوند داده است، معرفت شناسان سنتى اغلب نتیجه گرفته اند که زنان کمتر از مردان انسان هستند; به همین دلیل فیلسوفان فمینیست چنین استدلال مى کنند که عاطفه و استدلال همزیستى مسالمت آمیزى دارند و نقش یکسانى در به وجود آوردن منابع معرفت ایفا مى کنند. همچنین معتقدند معرفت دکارتى از آنجا که طالب یقین و وضوح است، بسیار محدود است. مردم مى خواهند به چیزهایى بیش از علم به وجود خود پى ببرند. آنها مى خواهند بدانند دیگران به چه مى اندیشند و چه چیزى حس مى کنند. فلسفه سنتى علم نیز به اندازه اى که ادعا مى کند عینى نیست. در حالى که فیلسوفان سنتى علم معمولا موفقیت علم را با توانایى دانشمندان در کنترل طبیعت و به زیر سلطه در آوردن و حکومت بر آن مرتبط مى دانند، فلاسفه فمینیست علم، موفقیت علم را به توانایى دانشمندان در گوش فرا دادن به انکشاف طبیعت مربوط مى کنند.
فلسفه سیاسى و اجتماعى فمینیسم دو هدف خاص را دنبال مى کند:
1. تبیین این نکته که چرا زنان در موارد بسیارى برخلاف مردان، واپس زده و سرکوب شده اند و یا ظلم و ستم دیده اند;
2. پیشنهاد راهکارهایى به لحاظ اخلاقى مشروع و به لحاظ سیاسى ممکن براى دستیابى به عدالت، آزادى و برابرى که مردان از آن برخوردارند. 


برچسب‌ها: فمینیسم, زنان, فلسفه, فیلسوف, فمینیست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:8  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

تبریک روز مادر و روز زن

 

                     آنالار و خانیم لار گونو

 بوتون آنالارا و خانیم لارا موبارک و موتلو اولسون


برچسب‌ها: آنالار گونو, قادین لار گونو, روز زن, روز مادر, آکادمی فلسفه
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 9:11  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

شوراها به عنوان نماد دموکراسی محلی

 

شوراها، تمرکزگرایی و دموکراسی محلی

 

                          شوراها ابزار تعمیق دموکراسی

 

سخن گفتن از دموکراسی بدون به رسمیت شناختن حق مشارکت جمعی تک تک شهروندان بی‌مورد است. مداخله حداکثری دولت در مدیریت امور محلی با اصل حاکمیت اراده مردم، حق تعیین سرنوشت و با اصول قانون اساسی ناسازگار است. از این رو باید گفت که  شوراها می‌توانند دموکراسی را از مفهوم حداقلی به مفهوم حداکثری سوق دهند.

دکتر علی اکبر گرجی استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و مدیر مسوول نشریه حقوق اساسی،ضمن برشمردن معیارهای دموکراسی عام و محلی و  بررسی تمرکززدایی در دولت ـ کشورهای تک پارچه وبا بیان تعاریف متعدد، از دموکراسی به عنوان سامانه‌ای سیاسی یاد کرد که فرصت‌های قانونی منطقی و منظمی را برای تغییر مقامات حکومتی در اختیار شهروندان می‌گذارد. وی همچنین در تعریف دیگری، دموکراسی را « تجلی اراده مردم در عرصه مدیریت و زمامداری» دانست و با اشاره به ماده 2 قانون اساسی 1958 فرانسه و ایده آبراهام لینکلن دموکراسی را «حکمرانی بر مردم، از سوی مردم و برای مردم» ارزیابی کرد.

این استاد حقوق عمومی در ادامه با اشاره به شوراها به عنوان نماد دموکراسی محلی خاطر‌نشان کرد: «دموکراسی محلی باید دارای همان شرایط و ویژگی‌های عام دموکراسی باشد.»

او همچنین از شوراها به عنوان مدیریتی کثرت‌گرا و تنوع‌پذیر یاد کرد که: «با آرمان‌های دموکراسی نزدیکی بیشتری دارد و دموکراسی را از مفهوم حداقلی به سوی مفهوم حداکثری سوق خواهد داد».

وی در ادامه تمایز دموکراسی عام با دموکراسی محلی را در محدود بودن قلمرو جغرافیایی و محدودیت موضوعی آن ارزیابی کرد. این استاد حقوق اساسی با اشاره به دموکراسی محلی از اعمال این نوع از دموکراسی در واحدهای محلی و نیز محدود بودن قلمرو موضوعی آن سخن گفت.

علی اکبر گرجی ضمن تشریح مفهوم قلمرو موضوعی در دموکراسی محلی و افزود: «در کشورهایی مثل ایران که شکل دولت کشور تک پارچه می‌باشد، قلمرو موضوعی دموکراسی محلی محدود به صلاحیت‌های اعطایی از جانب قدرت مرکزی است».

وی در ادامه اساس دموکراسی محلی و شوراها در نظام عدم تمرکز را واگذاری بخشی از اختیارات و صلاحیت‌های قوای مرکزی به نهادهای محلی دانست.


برچسب‌ها: شوراها, تمرکزگرایی, دموکراسی محلی, دموکراسی, فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 12:13  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با دموکراسی(3)

 

                              مبانی فلسفی دموکراسی

اصول لیبرالیسم و دموکراسی

دو مؤلفة مهم لیبرالیسم کلاسیک، تأکید بر اصالت و خود بنیادی فرد و اصل بازار آزاداست.با تکوین دولت - ملتهای مدرن این دو مؤلفه دستخوش تحولاتی گردیدند.ضرورت مصالحه و تعادل میان آزادی فردی ، قوانین دولتی و پرداختن به امور اجتماعی در عرصة دموکراسی در این میان مباحث سرنوشت سازی را دامن زده است. به این لحاظ بازخوانی مفهوم آزادی در اندیشه های سیاسی فلاسفه به ما در فهم این تحولات و تأثیر آن بر دموکراسی یاری می رساند.

فلاسفه کلاسیک ،غالباً به آزادی به معنای اعّم آن باور نداشته اندوهمواره ازاستعلای آن به سود عناصر انضمامی کاسته اند. به طور مثال ارسطو درسیاست پیرامون آزادی می نویسد:« ... پس ثابت شد که به حکم قانون طبیعت، برخی از آدمیان آزاده به جهان آمده اند و گروهی دیگر برای بندگی ساخته شده اند وبندگی برای آنان سودمنداست وهم روا». (ارسطو، ۱۳۸۶: ۱۳ )

مونتسکیو معتقداست هیچ کلمه ای مانند آزادی تا این حد معانی مختلف رادربر نگرفته است .ازدیدگاه او آزادی مفهومی است که دربرابر استبداد قرارمی گیرد.( جونز ، ۱۳۷۶ الف:۳۰۳)

نسبت سنجی میان اصالت فرد واصل آزادی مبنای لیبرالیسم است .فرد و خودبنیادی او یک اصل انکار ناپذیر درلیبرالیسم به شمار می رود وتمام سعی این آموزه برحفظ آزادی فرد است. (قادری، ۱۳۸۵: ۲۷) نظامندترین مفاهیم فلسفی پیرامون اصالت فرد وخودمختاری افراد ،درمنظومه فکری کانت(۱۷۲۴ ۱۸۰۴) تکوین وارائه شده است. به گونه ای که بسیاری از نظریات فلسفی اندیشمندان ، نظیر بنتهام، جیمز میل وجان استورات میل، یعنی مکتب اصالت فایده ،ونیز اصحاب قرارداد وطرفداران لیبرالیسم، و حتی پوپر و هابرماس متاثراز آراء کانت هستند.وی برآن است که وجود تضاد میان وضعیتِ اجتماعی نشده انسان (اصالت خودمختاری فرد) و وضعیتِ اجتماعی (ضرورت ارضای خواست های فردی در عرصه جامعه ) امری طبیعی است .وی اصل تضاد درجامعه بشری را «...درنهایت اساس تحقق نظم وقانون » میداند.( کانت، ۱۳۸۸ : ۱۰۲)


برچسب‌ها: دموکراسی, لیبرالیسم, هابز, کانت, فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 12:26  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با دموکراسی(2)

 

مبانی نظری ـ فلسفیِ دموکراسی

نظر به اهمیت ِتعیین کنندگی مبانی دموکراسی در صورتبندی انواع دموکراسی ها و نیز نسبت سنجی مدلهای دموکراسی همسو ومتکی به زمینه ها ومبانی آنها، دراین قسمت مجموعه ای از اصول وعناصر هماهنگ با پژوهش اصلی ، تحت عنوان مبانی فلسفی دموکراسی موردبحث وارزیابی قرارمی گیرد.

دموکراسی چه به عنوان شیوة حیات سیاسی و چه به مثابة وسیله ای برای حکومت کردن ،برپایه مجموعه ای اصول ومبانی بنیادگذاشته شده است؛ رویکرد فلاسفه واندیشمندان سیاسی به دموکراسی عموماً معطوف به این مبانی است. مؤلفه ها و مقولات بنیادی و فکری دموکراسی درآراء و نظریات صاحب نظران سیاسی وفلاسفه مورد نقد و ارزیابی قرارگرفته است. اصالت فرد، آزادی، اصالت برابری انسانها، اصالت عقل، اصل حاکمیت مردم، اصالت قانون، تأکید برحقوق طبیعی، مدنی وسیاسی انسانها، تکوین جامعه مدنی، اصل مشروعیت مبتنی بر رضایت مردمی، اصل تفکیک قوا، اومانیسم، سکولاریسم، نسبی گرایی و... ازاین دست مبانی وآموزه ها به شمار می روند. توجه به مبانی دموکراسی وتأکید برمؤلفه هایی نظیر آزادی یا برابری می تواند منجر به تفکیک مدلهای دموکراسی گردد .

به عنوان مثال تمرکز دموکراسی بر برابری اقتصادی به عنوان مبنای برابری سیاسی، دموکراسی لیبرالی را از دموکراسی اجتماعی جدا می سازد.مکنزی بر آن است که غالباً به نفع پیوند دولت های دموکراتیک با اقتصادهای سرمایه داری استدلال کرده اند و روند طبیعی همگرایی میان آن دو به ویژه به لحاظ تاریخی، توسط صاحب نظران لیبرال خاطرنشان شده است. در مقابل، نویسندگان نحلة سوسیالیسم در عین اینکه به پیوند میان لیبرالیسم، سرمایه داری و دموکراسی اذعان دارند. مدعی هستند که تکامل تاریخی نهادهای دموکراتیک مستلزم این است که سرمایه داری لیبرال تحت قاعدۀ اجتماعی و سیاسی در آید. سوسیال دموکرات ها اصلاحات سیاسی و اقتصادی تدریجی و سازوکار نمایندگی مجالس را پذیرفته اند. (مکنزی و دیگران، ۲۰۱:۱۳۷۵)

بنابراین به منظور درک وفهم عمیق دموکراسی وداعیه های آن به تبیین وایضاح مهمترین موازین فلسفی دموکراسی پرداخته می شود .ازاین رو قصد آن نیست که تمامی مطالب مربوط به این مؤلفه ها وهمه تحلیل ها ودیدگاهها ی ارائه شده به بحث ومناقشه گذاشته شود، بلکه سعی برآن است تابه اختصار درباره این مفاهیم ومضامین پایه ای که بنای دموکراسی را می سازند مباحثی طرح و ارائه شود .

نگرهٔ عقلانیّت

عقلانیّت صفت ممیزه ای است که افراد، اجتماعات و گروه ها در تفکر ، اندیشه، رفتار و طرز سلوک و نمادهای جمعی خود بکار می گیرند.


برچسب‌ها: دموکراسی, عقلانیت, مدرنیته, هابرماس, پوپر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت 20:32  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با دموکراسی(1)

 

              درآمدی بر مبانی فلسفی دموکراسی

مقدمه

منزلت دموکراسی و اصول و آموزه های آن به مثابة « والاترین آرمان و ارزشهای سیاسی » در جوامع معاصر بر کسی پوشیده نیست. اهمیت این مسأله آنگاه بیشتر به نظر می رسد که انگارة دموکراسی به مثابة یکی از کهنترین اشکال حکومتی دراندیشه های سیاسی به شمار می رود که عموماً از جانب فیلسوفان سیاسی، بازاندیشی و در معرض بازنگری قرار گرفته است.هرچند که کژتابی مفاهیم در عرصه علوم اجتماعی، دموکراسی را نیز در بر می گیرد؛ با این وصف ، غالب اندیشمندان براین باور سخت اصرار می ورزند که دموکراسی معقول ترین شکل حکومت است که در درازمدت به خط مشی خردمندانه ای می انجامد.از این حیث دموکراسی از دیرباز به مثابة یکی از اَشکال حکومت، پیوسته مطرح بوده است. از آن هنگام که پریکلِس یونانی، دموکراسی را «حکومت مردم» خوانده است، تا به امروز در مجامع نظریه پردازی ، تحولات زیادی را به خود دیده است. بدیهی است ، نظریة دموکراسی مقوله ای بنیادی در بطن اندیشه های سیاسی است که همواره دغدغه متفکران و فیلسوفان سیاسی بوده است. از یک سو هر کدام از اصحاب مکاتب سیاسی ، با عنایت به اهمیت مبانی، مؤلفه ها و کارویژه های آن بدان اندیشیده اند و از سویی دیگر ، اکثریت مطلق رژیم های سیاسی فارغ از نوع حکومت حاکم خود را طرفدار دموکراسی و تحکیم آن می خوانند.

در مقایسه و نسبت سنجی با انواع حکومت های دیگر، می توان اظهار داشت کم و بیش گفتمان دموکراسی و مدل های معتنابه آن، با استقبال چشمگیری مواجه بوده و امروزه به صورت آرمانی بین المللی درآمده است.

منشأ و خاستگاه دموکراسی

در تاریخ اندیشه های سیاسی بازخوانی ، فهم و شناخت عمیق تر از مضمون و ارکان دموکراسی حائز اهمیت است. این مهم از آن روست که سیر تطور دموکراسی از عصر باستان به عصر کنونی بر آرا واندیشه های صاحب نظران این عرصه تأثیر گذار بوده است.به عبارتی، میراث تاریخی اندیشة دموکراتیک برای فیلسوفان سیاسی نوین بسیار حائز اهمیت است و بر نحوة اندیشیدن کنونی ما پیرامون دموکراسی انعکاس و تأثیر عمیقی از خود به جای می گذارد.

پیشینهٔ تاریخی

تبار دموکراسی و حکومت های اولیة مردمی ریشه در عصر یونان باستان دارد؛ بدون تردید ، پیدایش دموکراسی های اولیه، تنها ناشی از مجموعة واحدی از رویدادها نبوده است، بلکه نشوونمای آنها در فرایند نوعی دگرگونی مستمر و طی نسل های متوالی صورت گرفته است. بنابراین قبل از پرداختن به اشکال مدرن و تعاریف دموکراسی، لازم است پیشینة تاریخی و تحول مفهومی آن از عصر یونان باستان تا سدة بیست و یکم مرور گردد، تا از این رهگذر تحولات و گونه های آن از هم بازشناسانده شوند. اگرچه دیوید هلد اظهار می دارد تاریخ اندیشه دموکراسی بغرنج، و تاریخ دموکراسی ها گیج کننده است؛(هلد،۱۳۶۹: ۱۳) لیکن ریشه های تاریخی و غایت و معنای اولیة دموکراسی، سپس گسترش و تکامل آن، کم و بیش قابل بازیافت است.

تقریباً غالب اندیشمندان و پژوهشگران عرصة علوم اجتماعی بر این مسأله اتفاق نظر دارند که نخستین دموکراسی ها به مفهوم باستانی ِ آن، از یونان چهارم و پنجم قبل از میلاد سربرآورده اند. در سنت سیاسی غرب برای نخستین بار کاربرد دموکراسی را به مفهوم مشارکت مستقیم مردم(دموها) در حیات سیاسی دولت - شهر های یونان باستان می توان مشاهده کرد.این در حالی است که جاکوبسن در مقالة "دموکراسی اولیه در مزوپوتامیای باستان "، ریشه های اولیه و کهن دموکراسی را در مزوپوتامیا، یعنی میان رودان جستجو می کند.او استدلال می کند که دموکراسی ها در بین النهرین(سومری ها) تکوین و سپس به دیگر مناطق از جمله یونان گسترش یافته است.( Jacobsen,۱۹۴۳:۷۲ ۱۵۹) 


برچسب‌ها: دموکراسی, دموکراسی و فلسفه, آکادمی فلسفه, دموکراتیک, حکومت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 20:59  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با پدیده هارپ(3)

 

هارپ: کنترل هوا بعنوان سلاح!                                                                                                                                                

                                                                                        

HAARP: Weather Control


The HAARP Project and Weather Control as a Weapon


"It isn't just conspiracy theorists who are concerned about HAARP. The European Union called the project a global concern and passed a resolution calling for more information on its health and environmental risks. Despite those concerns, officials at HAARP insist the project is nothing more sinister than a radio science research facility ."
  -- From
documentary on HAARP project's weather control by Canada's public broadcasting network CBC


Dedicated with caring and compassion to the many who suffered and died in the massive earthquakes in Japan and Haiti, and in the Indonesian tsunami and Hurricane Katrina.


Dear friends,

HAARP (High Frequency Active Auroral Research Program) is a little-known, yet critically important U.S. military defense project which has generated quite a bit of controversy over the years in regards to its alleged weather control capabilities and much more.

Though denied by HAARP project officials, some respected researchers allege that secret electromagnetic warfare capabilities of the HAARP project are designed to forward the US military's stated goal of achieving full-spectrum dominance by the year 2020. Others go so far as to claim that HAARP can and has been used for weather control, to cause earthquakes and tsunamis, to disrupt global communications systems, and more. The U.S. patent of a key developer of HAARP and other documentary evidence support these claims.

Major aspects of the program are kept secret for alleged reasons of "national security." Yet there is no doubt that HAARP and electromagnetic weapons capable of being used in warfare do exist. According to the official HAARP website, "HAARP is a scientific endeavor aimed at studying the properties and behavior of the ionosphere, with particular emphasis on being able to understand and use it to enhance communications and surveillance systems for both civilian and defense purposes." The ionosphere is the delicate upper layer of our atmosphere which ranges from about 30 miles (50 km) to 600 miles (1,000 km) above the Earth's surface    .

The HAARP project website acknowledges that experiments are conducted which use electromagnetic frequencies to fire pulsed, directed energy beams in order to "temporarily excite a limited area of the ionosphere." Some scientists state that purposefully disturbing this sensitive layer could have major and even disastrous consequences. Concerned HAARP researchers like Dr. Michel Chossudovsky of the University of Ottawa and Alaska's Dr. Nick Begich (son of a US Congressman) present evidence suggesting that these disturbances can even be used to trigger earthquakes, affect hurricanes, and for weather control.


برچسب‌ها: هارپ, زلزله و هارپ, هارپ و سلاح مخوف
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 13:3  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با پدیده هارپ(2) هارپ و زلزله/هارپ و تغییرات هوایی

 

          هارپ علم و تکنولوژی است یا توطئه و تخیل!

                                   هارپ /HAARP
 

برنام پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (به انگلیسی: High Frequency Active Auroral Research Program)‏ معروف به هارپ (به انگلیسی: HAARP)‏، یک پروژه پژوهشی است که در سال ۱۹۹۳ برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شده‌است.

این تاسیسات مشترکا توسط نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، دانشگاه آلاسکا در فیربنکس، و نزدیک به ۱۵ دانشگاه آمریکایی دیگر اداره و استفاده می‌شود. شرکت سازنده این تاسیسات، شرکت BAE Advanced Technologies است.

این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن‌های مخصوص شامل ۱۸۰ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵۰/۲۳ متر تشکیل شده که بر روی زمین پهناوری به مساحت ۲۳٬۰۰۰ متر مربع در آلاسکا نصب شده‌است. این آنتن‌ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را با ۳٫۶ مگاوات[۲][۳] ERP تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند.

پروژه هارپ پروژه‌ای علمی است و از طریق آن دانشمندان با ایجاد تغییراتی در یونوسفر که دورترین و ناشناخته‌ترین بخش جو زمین است امکان مطالعه در مورد آن را پیدا کرده و از آن به صورت یک آزمایشگاه طبیعی در می‌آورند. هارپ این کار را با امواج رادیویی فرکانس بالا که توسط رادارهای خود منتشر می‌کند انجام می‌دهد. بخشی از این امواج در ارتفاع ۱۰۰ تا ۳۵۰ کیلومتری جذب شده و باعث افزایش شتاب الکترون‌ها در آن منطقه و در نتیجه گرم شدن یونوسفر می‌شوند. هارپ در دوران جنگ سرد با این هدف راه‌اندازی شد که روش‌هایی را برای ارتباط با زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی کشف کند. این زیردریایی‌ها در آن زمان اهمیت استراتژیکی فراوانی داشتند چرا که «تضمین نابودی متقابل» در جنگ اتمی را محقق می‌ساختند. اما حتی از قبل از ساخت خود نیز با شایعات فراوانی در مورد هدف و کاربردهای آن همراه گره‌خورده‌است. تئوری‌های توطئه گوناگونی در مورد آن مطرح شده و از انتشار پرتوهای مرگ تا کنترل ذهن به آن نسبت داده شده است. تکمیل هارپ حدود دو دهه طول کشید و با ۲۵۰ میلیون دلار هزینه‌های ساخت و عملیاتی آن بود


تاریخچه و کاربردها


پروژه هارپ در اصل برای تسهیل ارتباطات زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی طراحی شد. در زمان جنگ سرد زیردریایی‌هایی مجهز به موشک‌های دارای کلاهک اتمی آمریکا و شوروی در آب‌های عمیق حرکت کرده و یک بازی پیچیده پنهان شدن از همدیگر و جستجو کردن یکدیگر را به راه انداخته بودند.

آن‌ها با رفتن به زیر آب خود را از شناسایی مخفی می‌کردند اما با این کار امکان ارتباط با آن‌ها کم می‌شد. یکی از راه حل‌هایی که برای این مشکل پیشنهاد شد استفاده از الکتروجت‌ها بود. یعنی انتشار ذرات باردار در یونوسفر مانند یک آنتن واقعی عمل کرده و امکان فرستادن پیام به زیردریایی‌ها را فراهم می‌کند.


برچسب‌ها: هارپ, تغییرات هوایی با هارپ, زلزله و هارپ, هارپ و سلاح مخوف
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 12:25  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با پدیده هارپ(1)

 

                        فلسفه وعلم مدرن

                              و پدیده مخوفی بنام هارپ!

 

وقتی فلسفه جدید غرب متولد شد،آقایان فرانسیس بیکن و رنه دکارت،جهت و مسیر علم و فلسفه جدید را این طور ترسیم کردند که هدف علم وفلسفه این است که به انسان قدرت بدهد تا بر طبیعت کنترل و غلبه بیشتر داشته باشد.

قبلاً ارسطو علم را بخاطر خود علم،شناخت حقیقت را بخاطر خود حقیقت تعریف کرده بود.اما علم جدید،عاشق و دلداده طبیعت و کشف رازها بخاطر خود حقیقت نیست بلکه هدف اصلی این همه کشف علمی و سرمایه گذاری و تحقیق از مغز و ژن انسانها تا یونوسفرها و کرات دیگر بخاطر کاربرد عملی،نفع و سود آن است تا هرچه بیشتر بشر بر طبیعت و همه چیز کنترل و مدیریت داشته باشد.

سایت پروژه هارپ در آلاسکا، کارش را علمی و تحقیقات درمورد لایه بالایی جو یعنی یونوسفر می داند:

HAARP is a scientific endeavor aimed at studying the properties and behavior of the ionosphere, with particular emphasis on being able to understand and use it to enhance communications and surveillance systems for both civilian and defense purposes

 

حالا سوال این است:

این علم و تلاش تحقیقاتی مگر بخاطر خود حقیقت و علم است؟ طبق گفته های بنیانگذاران علم و فلسفه های جدید،مطمئناْ نه...بلکه بخاطر قدرت و کنترل هرچه بیشتر است.

هدف علم جدید، قدرت عملی است نه کشف نظری حقیقت. از این رو وجود سلاح ها و ابزارهایی برای کنترل و مدیریت جهان و طبیعت جز اهداف بنیادین علم و فلسفه مدرن است و این تئوری توطئه نیست.حالا هارپ چقدر واقعیت دارد یا نه؟پاسخی دقیق نیست...اما واقعیت و تحقق اش از اهداف بنیادین علم و فلسفه جدید غرب است.

                     عکس:پروژه تحقیقاتی هارپ در آلاسکا

درمورد ماهیت و هدف علم و فلسفه مدرن این مقالات هم خواندنی هستند:

«علم» مدرن همان قدرت است

ماهیت علم جدید در نظر فرانسیس بیکن

علم و تکنولوژی جدید 


برچسب‌ها: هارپ, پدیده هارپ, هارپ و فلسفه و علم جدید, بیکن, دکارت
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 20:5  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با گفتمان (2)

 

گفتمان و  پست مدرنیته

 

تعريف و توضيح گفتمان: اصطلاح گفتمان يکي از مقولاتي است که در چند دهه اخير مورد توجه نظريه پردازان قرار گرفته است و در عرصه نظريه سياست، جامعه شناسي، فلسفه، ادبي، اجتماعي، فرهنگي، روانکاوي و روان شناسي اجتماعي کاربرد زيادي يافته است.
      واژه گفتمان معاني مختلف و متعددي دارد؛ برخي از محققان و مترجمان گفتمان را معادل (Discourse)، بررسي سيستماتيک يک موضوع مشخص به کار برده اند. و برخي ان را به معناي کلام، راي و عقيده مي دانند و ...فرهنگ علوم سياسي، سازمان اطلاعات و مدارک کلي کشور، ص 17. در يک بيان کلي و مورد اجماع اکثر نظريه پردازان ، گفتمان به تمامي آنچه که گفته و نوشته مي شود اطلاق مي گردد:

 اعم از مقولات، موضوعات و مطالب گفتاري و نوشتاري و هر آنچه که به گفتگو، (ديالوگ) ، تبادل آرا و مذاکره فرا مي خواند. چنانکه «دايان مک دانل» در کتاب نظريه هاي گفتمان ، گفتگو يا همپرسي (ديالوگ) واژه ها مقدماتي هر گفتمان مي داند. از آنجا که هر نوع گفتار، کلام و يا نوشتار جرياني اجتماعي محسوب مي شوند و داراي ماهيت و ساختار اجتماعي هستند، لذا گفتمان نيز پديده اي اجتماعي است و داراي زمينه ها و بستر هاي اجتماعي است، به بيان ديگر بستر زماني، مکاني، موارد کاربرد، وشوره هاي استفاده کننده هر مطلب يا گزاره و قضيه، تعيين کننده شکل، نوع و محتواي هر گفتمان به شمار مي رود. (ر.ک: فصلنامه سياسي_اجتماعي گفتمان، شماره 2 پاييز 1377، صص 25_58) 


      نظريه گفتمان درفلسفه پست مدرنيسم


      يکي از کاربردهاي اصل واژه گفتمان توسط نظريه پردازان پست مدرن است که وارد فضا و عرصه سياسي و مطبوعاتي کشور ما خصوصا بعد از دوم خرداد شده است. (ر.ک: «فرا مدرنيسم و تحليل گفتمان» محمد رضا تاجيک، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، 1378، و «جامعه امن در گفتمان خاتمي» محمد رضا تاجيک، تهران: نشر ني 1379) از اين رو به اختصار نکاتي در توضيح گفتمان از ديدگاه پست مدرنيسم مي پردازيم:
      در پست مدرنيسم، معرفت و ذهنيت انسان سرشتي گفتماني دارد. از نظر پست مدرنها هيچ موضعي برتر (استعلايي) و خارج از گفتمان و زبان و فرهنگ وجود ندارد تا از ان موضع برتر به صورت فارغ انه به جهان و اجتماع بنگريم؛ و براي ان راهکارهاي کلي و کلان بدهيم. بنابراين در فضاي زبانها و افق گفتمان و فرهنگ هاي متفاوت، واقعيت به گونه اي خاصي و متفاوت بازتابنده مي شود؛ و معرفت به هيچ وجه بازتاب واقعيت نيست. بنابراين حقيقت را نمي توان در يک معرفت و عقلانيت و گفتمان خاص (مثلا گفتمان مدرن) محبوس و محسور کرد.تاريخ مجموعه اي از جزيره هاي گفتماني مسکره است که هر يک براي خود مستقل و معتبرند.
      به تعبير کاملا اشکار و صريح از نظر پست مدرنها، زبان صرفا ابزار نيست، بلکه شکل دهنده انسان و کردارهاي او و حقيقت او است. معرفت شناسي بر اساس پرده زباني و شبکه گفتماني تحقق مي بندد؛ و از انجا که زبان و گفتمان پديده هاي تاريخمند هستند، انسان فرا تاريخي و نيز زبان واقع نما، قابل تصور نيست.
      همچنان که پيداست اين توضيحات کاملا در ستيز با نظريات افراطي پوزيتيويست هايي است که به خاطر اعتلاي مدرنيته، براي احيا مباني علوم مي کوشيدند. خصوصا پوزيتيويست هاي قرن20 با الهام از ويتگنشتاين، داعيه دار شناخت يقيني و معتقد به همسان بودن ساختار زبان و ساختار جهان بودند؛ و معرفت تجربي و گزاره هاي زبان آن را نمايش دهنده واقعيت جهان و جامعه مي دانستند. اما در نزد پست مدرنها، جهان، انسان، معاني، متون، تاريخ، جامعه، فرد و ... همگي فاقد وحدتند (فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات، قم: مؤسسة انديشه و فرهنگ ديني، 1381، ص 125. و جهت آشنايي کامل ر.ک:صورت بندي پست مدرنيته و پست مدرنيته، حسينعلي نوذري، تهران: نقش جهان، 1379). در يک جمع بندي دربارة گفتمان از نظر پست مدرنها مي توان چنين گفت:

 گفتمان 1. اساسا انسداد طلب نيست، 2. سيال است و هميشه آمادة تحول است، 3- گفتمانها مرکزيت ندارند، انقياد طلب و حقيقت محور نيستند، 4. گفتمانها محلي اند.


برچسب‌ها: گفتمان, سویلم, پست مدرنیته, مدرنیته, نقد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 8:35  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آیا در گذشته زبان تاتی زبان اکثریت مردم قره داغ (آرازبار) بوده است؟

 

آیا در گذشته،زبان تاتی ؛

   زبان اکثریت مردم قره داغ(آرازبار) بوده است؟

                      دكتر يوسف ديزماري

                   ( وبلاگ ديزمار ارسباران):

 تات یک واژه ترکی است و به معنای عناصر خارجی ساکن در سرزمین ترکان بکار می‌رفته است.اولین بار واژه تات در قرن هشتم میلادی در کتیبه‌های اورخون آمده است.اما در طول زمان معنی آن ثابت نمانده است.احمد کسروی مادها را که در سال 606 قبل از میلاد در  محدوده ضلع جنوبی رود ارس بویژه آرازبار (قره داغ) و دشت مغان ساکن شدند،به تحریف آذری نامیده است.البته قبل از مادها اورارتوها و هون‌های سفید در آذربایجان بویژه قره‌داغ و دشت مغان ساکن شده بودند.بعد از مادها نیز ترکان خزر نیز قبل از اسلام در آرازبار (قره داغ) ساکن شده بودند. از قرن سوم هجری به بعد مهاجرت اقوام و عشایر ترک تبار به آذربایجان سرعت گرفت.در قرن اول هجری  جمعیت ترک زبان‌ها در آذربایجان قابل ملاحظه بوده است.هیچ سند تاریخی وجود ندارد که نشان دهد که زبان ماد یا تات زبان همه مردم آذربایجان بوده است. روایت وهب بن منبّه که در کتاب « التیجان» ابن هشام چاپ حیدرآباد بصورت زیر آمده است :

" روزی معاویه از مشاور خود عبید بن ساریه پرسید که آذربایجان چیست؟ عبید در جواب گفت: اینجا از قدیم کشور ترکان بود."


برچسب‌ها: زبان ترکی آذربایجانی, زبان ترکی, زبان تاتی, قره داغ, آرازبار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 8:15  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با گفتمان (1)

 

         بحث در باب گفتمان (söylem) -(Discours)

«فضای ذهنی و روانیِ مسلّط و زبان خاصی که مردم در یک ودوره ی خاص با آن سخن می گویند، گفتمان نام دارد» و ضرورتِ شناختِ آن برای اصلاح و تغییر و یا فعالیت در چهارچوب آن، انکارناپذیر و غیرقابل اجتناب است.

گفتمان ترجمه ی واژه ی (Discours) در زبان فرانسوی و آن هم مشتق از واژه ی (Discursus) در زبان لاتینی است که به مفهوم «گذر یا حرکت از این جا و آن جا» می باشد. دیسکورس، تداعی کننده ی دیالتیک، عقل و یا سیستم نیز، هست.

از گفتمان تعاریف زیادی به عمل آمده که مهم ترین و ساده ترین آن ها از قرار زیر است:

۱) فعالیّتی عقلی بر یک اساس منطقی سازمان دهی شده؛

۲) فرایند متشکل از مجموعه ای از فعالیّت های عقلی جزئی؛

۳) مجموعه ای از «گفتارها» که حول یک محور مشخص دور می زند؛

۴) گفتمان به معنای «نظام سخن» است؛

۵) گفتمان به معنای «صورت بندی دانایی و نظمی که براساس آن می اندیشیم» است؛

۶) پیکربندی سخن خاص در فرهنگ و دورانی خاص؛

۷) گفتمان به معنی شیوه ی بیان و نظام ارائه ی بحث نیز، هست؛


برچسب‌ها: گفتمان, سویلم, دیسکورس, دموکراسی, فوکو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 19:57  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

علوم شناختی(cognitive science)

 

                      علوم شناختی(cognitive science)

                               زیر مجموعه ای از

 ((علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن))

علوم شناختی یکی از دانشهای نو است که در کنار نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات مجموعه دانشهای همگرا را که [2] NBIC نام گرفته اند تشکیل می دهند.  این رشته از زیرمجموعه های علم اعصاب[3]، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن تشکیل گردیده است و کاربرد وسیعی در رشته های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و رسانه های گروهی، مهندسی پزشکی، مهندسی فرمان و کنترل و حتی علوم دفاعی و جنگ پیدا کرده است.  مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاههای بسیاری به تحقیق در زمینه علوم شناختی اشتغال دارند و در تلاشند تا راز بزرگترین سرمایه آدمی یعنی مغز و ذهن را کشف کنند و کارکردهای آنرا به عنوان عالی ترین و پیچیده‌ترین ودیعه الهی بشناسند.

تاکنون دانشمندان عصب شناس، زبان شناس، روان‌شناس، فیلسوفان ذهن و نظریه پردازان علم رایانه با کمک هم و در تعامل با یکدیگر توانسته اند گامهای با ارزشی را در جهت کشف و تبیین کارکردهای شناختی مغز انسان بردارند، به طوری که در مدت کوتاه سه الی چهار دهه اخیر یافته های گرانبهایی را برای ما به ارمغان آورده اند. به همین جهت، آنها دهه 1990 را دهه مغز نامیدند با این امید که با بسیج امکانات علمی و تلاش همگانی بتوانند بیش از پیش به دنیای اسرار آمیز مغز پی برند.

سرمایه گذاری کشورهای پیشرفته در زمینه این دانش نو بسیارچشمگیر است و رقابت شدیدی در دست یابی به اسرار مغز و استفاده کاربردی از آن در میان کشورها وجود دارد.(آمریکا برای شناخت مغز انسان مبلغ صد میلیون دلار سرمایه گذاری خواهد کرد//پروژه ساخت مغز مجازیى با بودجه یک و نیم میلیارد دلار) در کشور ما در حالیکه در زمینه نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و فناوری اطلاعات سرمایه گذاری مناسبی انجام گرفته و پیشرفتهای قابل توجهی به دست آمده است، ولی در زمینه عضو چهارم دانشهای همگرا، یعنی علوم شناختی هنوز اقدام متناسبی انجام نگرفته است. علیهذا، جا دارد نسبت به این دانش نو به عنوان یک دانش مادر که بی تردید تأثیرات شگفت آوری بر بسیاری از حوزه های انسانی بر جای خواهد گذاشت توجه شده، سرمایه گذاری بیشتری در توسعه این دانش نو انجام گیرد.


برچسب‌ها: علوم شناختی, آکادمی فلسفه, فلسفه ذهن, هوش مصنوعی, علم اعصاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 18:29  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

رقص و موسیقی آذربایجانی در ورزشگاه آزادی تهران

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 15:16  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با منطق فازی(5)

 

             منطق فازی ، دنیای ابهام ها و عدم قطعیتها

(منطق ارسطویی یا كلاسيك ،دودويي، باينري،دو ارزشی،سیاه وسفید،درست و نادرست  یا منطق صفر و یک  همراه با ضرورت ،دقت کمی و قطعیت است.

اما منطق فازی،چندارزشی همراه با عدم قطعیت و ابهام کیفی است.)

از آن زمان كه انسان انديشيدن را آغاز كرد، همواره كلمات و عباراتي را بر زبان جاري ساخته كه مرزهايي روشن نداشته‌اند. كلماتي نظير: خوب، بد، جوان، پير، قوي، ضعيف، گرم، سرد، باهوش، زيبا و قيودي نظير: معمولاً، غالباً، تقريباً و به ندرت. روشن است كه نمي‌توان براي اين كلمات رمزي مشخص يافت.

اين باور به سياه و سفيدها، صفر و يك‌ها و نظام دو ارزشي گذشته بازمي‌گردد و حداقل به يونان قديم و ارسطو مي‌رسد. البته قبل از ارسطو نوعي ذهنيت فلسفي وجود داشت كه به ايمان «دودويي» با شك و ترديد مي‌نگريست.

منطق ارسطو، اساس رياضيات كلاسيك را تشكيل مي‌دهد. براساس اصول و مباني اين منطق، همه چيز تنها مشمول يك قاعده ثابت مي‌شود كه براساس آن، هر چيز يا درست است يا نادرست. منطق ارسطويي دقت را فداي سهولت مي‌كند. نتايج منطق ارسطويي، «دوارزشي» و «درست يا نادرست»، «سياه يا سفيد» و «صفر يا يك» مي‌تواند مطالب رياضي و پردازش رايانه‌اي را ساده كند (همان منبع).

منطق فازي، جهان‌بيني جديدي است كه به رغم ريشه داشتن در فرهنگ مشرق زمين، با نيازهاي دنياي پيچيده كنوني بسيار سازگارتر از منطق ارسطويي است. منطق فازي، جهان را آن‌طور كه هست به تصوير مي‌كشد. دنيايي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم، دنياي مبهمات و عدم قطعيت است. مغز انسان عادت كرده است كه در چنين محيطي فكر كند و تصميم بگيرد و اين قابليت مغز كه مي‌تواند با استفاده از داده‌هاي ناصحيح و كيفي به يادگيري و نتيجه‌گيري بپردازد، در مقابل منطق ارسطويي كه لازمه آن داده‌هاي دقيق و كمي است، قابل تامل است (همان منبع).

فازي و منطق فازي

واژه «فازي» در فرهنگ لغت آكسفورد، به معناي «مبهم، گنگ، نادقيق، گيج، مغشوش، درهم و نامشخص» آمده است. معاني ديگري مثل كركي، درهم و برهم، پرزدار، تيره و نامعلوم نيز از جمله معاني ديگر واژه فازي است.

در مجموع، واژه فازي به «مفاهيم فاقد مرز دقيق» اشاره دارد (Charleson, 1998). لطفعلي‌زاده در پاسخ به اين سوال كه چرا كلمه فازي را براي اين نظريه انتخاب كرده است، مي‌گويد: «من كلمه فازي را انتخاب كردم چون احساس مي‌كردم كه اين كلمه با بيشترين دقت آنچه را در اين نظريه آمده است، توصيف مي‌كند (قيومي، 1381).


برچسب‌ها: منطق فازی, منطق ارسطویی, منطق, فلسفه, قطعیت و عدم قطعیت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 10:59  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با منطق فازی(4)

 

 منطق فازی  

Fuzzy logic یک نوع منطق است که روش های متنوع نتیجه گیری در مغز بشر را جایگزین الگوهای ساده تر ماشینی می کند. مفهوم منطق فازی نخستین بار درجهان، توسط پروفسور لطفی زاده، پروفسور دانشگاه برکلی در کالیفرنیا در سال 1965 ارائه گردید و نه تنها به عنوان یک متدولوژی کنترل در حوزه هوش مصنوعی ارائه شد، بلکه راهی برای پردازش داده ها، بر مبنای مجاز کردن عضویت گروهی کوچک، به جای عضویت گروهی دسته ای، ارائه کرد.
به عبارتی پروفسورلطفی زاده اینطور استدلال کرد که مغز بشر به ورودی های اطلاعاتی دقیق نیازی ندارد، بلکه قادراست تا کنترل تطبیقی را به صورت بالایی انجام دهد و این در مورد ماشین نیز صادق است.

منطق فازی چیست؟

ساده ترین تلقی برای تعریف منطق فازی این است که " منطق فازی جواب یک سوال را به جای تقسیم به دو بخش درست یا نادرست،در اصل به یک محدوده جواب در این بین توسعه داده است". نمونه معمول آن،وجود رنگ خاکستری در طیف رنگی بین سیاه و سفید است.


برچسب‌ها: منطق فازی, فازی, پروفسور لطفعلی زاده, آکادمی فلسفه, فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 9:32  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با منطق فازی(3)

 

    کاربردهای تکنولوژیکی منطق فازی

                در مقابل منطق صفر و یک ارسطویی

منطق فازی (Fuzzy Logic)


منطق فازی (در مقابل منطق صفر و یک ارسطویی) که توسط دکتر لطفی زاده در سال 1965 (1344) ارائه شد، نقش عمده ای در زندگی هوشمند آینده بشریت ایفا خواهد کرد. تا کنون بیش از 15000 مقاله علمی در ارتباط با منطق فازی و کاربرد های گسترده آن، در نشریات معتبر علمی منتشر شده و حدود 3000 درخواست ثبت اختراع در این زمینه ارائه شده است.
در سال مالی 1991 - 1992، شرکت ماتسوشیتای ژاپن محصولات الکتریکی و الکترونیکی خود را که از منطق فازی استفاده می کردند، به ارزش یک میلیون دلار به فروش رساند. در سال 1987، شرکت ماتسوشیتا دوشی ساخت که با منطق فازی دمای آب را کنترل می کرد.منطق فازی در اروپا برای اولین بار در تنظیم دستگاه تولید بخار در یک نیروگاه کاربرد علمی پیدا کرد. در ژاپن در سال 1987 متروی "سندای" با سیستم فازی به صورت هوشمند هدایت شد. در ژاپن در سال 1990، "فازی" به عنوان کلمه سال انتخاب شد و ....


زمینه های کاربرد فازی


هر قدر که از اختراع منطق فازی می گذرد، زمینه های آن در زندگی انسانها گسترده تر شده و بیشتر خود را نشان می دهد. از مهمترین موارد کاربرد فازی می توان به زمینه های زیر اشاره کرد:


برچسب‌ها: منطق فازی, منطق ارسطویی, هوش مصنوعی, آکادمی فلسفه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 8:52  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با منطق فازی(2)

 

      پروفسور لطفعلی زاده/نابغه آذربایجانی

              بنیانگذار و پدر منطق فازی

 

تولد و تحصیل

وی در ١۵ بهمن ١٢٩٩ خورشیدی (۴ فوریه ١٩٢١ میلادی) در شهر باکو متولد شد. پدرش روزنامه‌نگار و اهل اردبیل و مادرش اهل روسیه بود. وی در 10 سالگی به اتفاق خانواده به ایران باز می گردد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران (دبیرستان البرز) و تحصیلات عالی را در دانشکده فنی دانشگاه تهران انجام می دهد.

لطفی زاده در امتحانات دانشگاه تهران مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونیک را در این دانشگاه با موفقیت به پایان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصیلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمریکا رفت و در سال ۱۹۴۶ درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در سال 1949 از دانشگاه کلمبیا در نیویورک موفق به دریافت مدرک دکترا گردید و در آنجا به تدریس مشغول شد.

پژوهش تخصصی

وی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک با تدریس در زمینه «تئوری سیستم‌ها» کارش را آغاز کرد. سپس به تدریس در چند دانشگاه معتبر آمریکا پرداخت. در سال ۱۹۵۹ به برکلی (یکی از قوی ترین دانشگاه های فنی جهان) رفت تا به تدریس الکتروتکنیک بپردازد. از سال ۱۹۶۳ ابتدا در رشته الکتروتکنیک و پس از آن در رشته علوم کامپیوتر کرسی استادی گرفت.

 


برچسب‌ها: آکادمی فلسفه, منطق فازی, پروفسور لطفعلی زاده, اردبیل, باکو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 8:44  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آشنایی با منطق فازی(1)

 

              پروفسور لطفعلی زاده-نابغه آذربایجانی

                        بنیانگذار منطق فازی

اهمیت نظریه منطق فازی در مسیر تکوین و تکامل علم اگرچه در ابتدا چندان مشهود نبود اما رفته رفته اهمیت خود را نشان داد به گونه ای که امروزه بسیاری از مراکز علمی جهان این کشف را یکی از مهمترین نظریه‌های علمی قرن بیستم و شاید قرون دیگر معرفی کرده‌اند. نظریه فازی راه را برای توسعه هوش مصنوعی و سیستم‌های کنترل اتوماتیک هموار کرده و با پیشرفت در این شاخه‌ها اهمیت منطق فازی بیش از پیش برملا شده است. 

در این بین و در سال‌های اخیر مقالات پرفسور  لطفعلی زاده در حوزه علوم رایانه و ریاضیات کاربردی از بیشترین مراجعات علمی برخوردار بوده است.

پرفسور لطفعلی (عسکر)زاده کیست؟

او اگر چه در بین عموم ایرانیان کمتر شناخته شده است اما در جهان ناشناس نیست. وی دانشمندی ایرانی تبار و اهل اردبیل است که در شهر باکو به دنیا آمده است. در همه دائره‌المعارف‌های معتبر جهان از وی به عنوان دانشمندی ایرانی – آمریکائی نام برده شده است. 

وی در 15 بهمن 1299 (4 فوریه سال 1921) زمانی که پدرش برای امر خبرنگاری و کار در باکو به سر می‌برد از مادری روس که پزشک کودکان بود زاده شد. با ظهور استالین به قدرت و وخیم شدن اوضاع اجتماعی اتحاد شوروی لطفعلی که ده سال سن داشت به همراه پدر و مادرش به سرزمین آباء و اجدادی‌اش اردبیل بازگشت. 


برچسب‌ها: آکادمی فلسفه, منطق فازی, پروفسور لطفعلی زاده, اردبیل, باکو
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 20:31  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

کانون زلزله آذربایجان‌شرقی تسوج و قدرت آن 5.2 ریشتر است

 

دقایقی پیش
 
زلزله‌ای شدید حوالی تسوج آذربایجان شرقی را لرزاند

زلزله‌ای نسبتاً شدید حوالی تسوج در آذربایجان شرقی را لرزاند.

 
کانون زلزله آذربایجان‌شرقی تسوج و قدرت آن 5.2 ریشتر است

دبیر ستاد حوادث غیرمترقبه آذربایجان شرقی کانون زلزله دقایق پیش در آذربایجان شرقی را تسوج و قدرت آن را 5.2 ریشتر اعلام کرد.

 خلیلی ساعی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز گفت: زمین به قدرت 5.2 ریشتر به مرکزیت شهر توسج در آذربایجان شرقی رخ داده است.

این زمین لرزه در شهرهای تبریز، مرند، بناب و  شبستر احساس شد.

این زمین لرزه که در تبریز احساس شد موجب وحشت مردم شده و مردم به خیابان ‌ها هجوم آوردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 15:45  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  |