ورزقان نیوز

اخبار ورزقان و اخبار منطقه قره داغ، مطالب فلسفی- سیاسی- اجتماعی و ادبی...

اندر حال و هوای روز انتخابات در ورزقان

 

اندر حال و هوای روز انتخابات در ورزقان

                       احمد احمدي بکرآباد

 

عجيب است، بسيار عجيب. يكي از چهارشنبه‌هاي ارديبهشت‌ماه امسال بود كه با يك دوست و همكار بزرگوار، در اتوبوس شركت واحد باهم نشسته بوديم. گفت: ببين چه هواي دل‌پذيري است! امسال طبيعت غوغا مي‌كند. راستي پنجشنبه و جمعه را كجا مي‌رويد؟ گفتم من معمولا هر پنجشنبه و جمعه به زادگاهم مي‌روم. شهرستان ورزقان، روستاي بكرآباد. هم سري به پدر و مادر نازنينم مي‌زنم و هم از مواهب عالي پروردگار در طبيعت، استفاده مي‌كنم. آخر شهرستان ورزقان از نظر طبيعت با بهشت برين برابري مي‌كند؛ گفت: اي واي تا ورزقان را گفتي، دوباره لرزه بر جانم نشست.جاي عجيبي است. من تا دو سال پيش ورزقان را نديده بودم. تا اين كه در انتخابات اخير پسرم به يكي از نامزدهاي محترم قول داده بود كه با خانواده مي‌آييم و راي مي‌دهيم. در روز مقرر سوار ماشين پسرم شديم تا برويم، هم اين شهر زيبا را ببينيم كه دايم تعريفش را شنيده بودم و هم راي خود را بدهيم و برگرديم. خدا روز بد نياورد. وقتي از جاده‌ي اهر-تبريز در نزديكي خواجه به جاده‌ي اختصاصي ورزقان پيچيديم، بوي چوبدستي و چماق و دگنك را احساس كردم. حال و هواي عجيبي ديدم و احساس نمودم كه از حوزه‌ي استحفاظي جمهوري  مقدس اسلامي ايران، خارج شده‌ايم. هر چه قدر به خود ورزقان نزديك تر مي‌شديم، اين بو شديدتر شده و خود چماق و دگنك‌ها به چشم مي‌خورد. آدم‌هاي عجيب و غريبي جلو ماشين را مي‌گرفتند و سوال مي كردند: طرفدار كدام نامزد هستيد؟ ما هم هر بار با ترفند خاصي چيزي مي‌گفتيم و رد مي‌شديم. ماشين‌هاي عجيب و غريبي با فرم‌ها و اندازه ها و شماره‌هاي متفاوت و با چندين برابر ظرفيت خويش آدم بار كرده و جاده را عجيب شلوغ نموده بودند. عده‌اي با خوشرويي از مسافران عزيز انتخاباتي استقبال مي‌كردند و عده ي زيادي با اخم و قيافه­هاي ترش و تلخ و لفظ‌هاي مريخي جلو ماشين‌ها را مي‌گرفتند و مي‌پرسيدند: آدم‌هاي چه كسي هستيد؟ گويا مسافران محترم انتخاباتي و رانندگان عزيز، بسيار حرفه‌اي‌تر از آنها بودند و از نوع چماق‌ها و رديف الفاظ مي‌شناختند كه اين ها چماق به دستان كدام نامزد هستند. جوابي متناسب با سوال اين بزرگان مي‌دادند و رد مي‌شدند. و بعضي‌ها كه اولين بارشان بود، حقيقت را مي‌گفتند. يا آنها را برمي‌گرداندند يا مي گفتند، اگر مي‌خواهيد سر و كله‌اي سالم برايتان بماند بايد سر فلان صندوق برويد و به فلان نامزد راي بدهيد. بالاخره بعد از مدتي و پس از گذشتن از ايست‌هاي بازرسي انتخاباتي كه هيچ كدام به نيروي انتظامي محترم تعلق نداشت و وابسته به نامزدهاي دلسوز و محترم مجلس شوراي اسلامي بود، به خود ورزقان رسيديم. من با چشم محققانه و گوش نقادانه به حشر عظيم مردمي اطراف صندوق‌ها نگاه مي‌كردم و سخنانشان را مي‌شنيدم. حركت‌هاي نامناسب، چشمانم را مي‌رنجاند و سخنان بي‌ربط و گاهي فحش‌هاي عهد عقيق گوشم را مي‌نواخت. به اين نتيجه رسيدم كه تمام جاده‌هاي مواصلاتي مختوم به ورزقان مثل جاده‌ي تبريز، شرايط خاص خودش را داشته است. مخصوصا جاده‌ي اهر- ورزقان، ديدني‌تر بوده است و اين واقعيت و حقيقت داشته كه تمام نامزدهاي محترم در حد توان خود از شهرها و حتي از استان‌هاي هم‌جوار افراد گوناگون زنده و مرده( شناسنامه‌ي مردگان) به ورزقان كشيده بودند و حتي آنهايي كه پول نداشتند، در صورت داشتن پول يقينا تمام ايران را مي‌توانست به ورزقان بكشد. در ميان مسافران محترم انتخاباتي عده‌اي به هدف مي‌رسيدند يعني راي خود را به صندوق مي‌انداختند و پول خود را مي‌گرفتند و برمي‌گشتند و عده اي سرگردان مي‌مانند و در اثر ترغيب و تهديد اطرافيان نامزدهاي محترم، سردرگم مانده راي نداده و پول نگرفته ده‌ها فحش چارواداري شنيده با پاي پياده يا با پول جيب خودشان، خويشتن را به محل زندگي خود برمي‌گرداندند. يك لحظه متوجه شدم كه مسير 10 كيلومتري اتوبوس خط واحد طي شده و به ايستگاه پياده شدن من نزديك گشته است. خوشبختانه ترافيك موجود در شهر فرصت 40 دقيقه اي ايجاد كرده بود تا آن دوست عزيزم اين خاطرات شيرينش را از ورزقان بيان كند. اما براي من كه همين صحنه‌ها را كم رنگ­تر يا پررنگ‌تر، خودم با چشم خويش ديده بودم، چندان غريب نمي‌آمد. چون من در هر دوره سعي كرده‌ام خانوادگي، راي خويش را در زادگاه خودم، و به نامزد دلخواه خودم بدهم. تا حال كسي ندانسته است كه به كي راي داده‌ام و حتي تا حال از نمايندگان محترم ورزقان هيچ خواسته شخصي و غيرشخصي نداشته‌ام. فقط هنگام ديدار، سفارش مردم و شهرستان را به آنها نموده‌ام و خودشان بهتر مي‌دانند. در اين مقال مخاطب من افراد وارگان‌هاي محترم زير است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰ساعت 18:38  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

قطار انتخابات ورزقان با كوپه دو نفري !؟

 

قطار انتخابات ورزقان با  كوپه دو نفري !؟

 

قطار انتخابات در ورزقان و خاروانا هيچ گاه نمي ايستد.... چون قطار انتخابات در ورزقان  هيچ  ايستگاهي ندارد؟ يهو مي شنويد كه چند نفر سوارش شده اند واما چطور وچگونه از قطار پياده! نه نه....شايد پايين پريده اند! هیچ گاه چیزی نمی شنوید مگر چند شایعه و....؟

از اوايل  سال 90  تبليغات انتخاباتي با هيجان بيشتر و با شور فراوان رنگ وبوي ديگر گرفت اما چندي نگذشت كه مدرك فوق ليسانس خيليها را با زور از قطار انتخابات پياده كرد و برخيها هم به مرور نخواستند ....نتوانستند... نگذاشتند ....ترسيدند....استعفا ندادند...معامله كردند....ائتلاف كردند .....و ....و....و.....تا اينكه  امروز در كوپه قطار انتخابات ورزقان وخاروانا به غير از مهندس عليزاده و آقاي دهقاني گويا كسي ديگر نمانده است؟؟

واقعاً چرا؟

منظورم چرا اینگونه شد که  سران دو جناح سنتی و رقیب دو- سه دهه اخیر ورزقان- خاروانا، مجبور شدند میدان بازی  را به دو یار و همرزم صمیمی دیروز  ولی رقیب ومخالف امروز وا گذارند؟

آنها در حالی که در اهر  برای کاظمپور و محرمزاده و..... یارگیری می کنند؟ آیا در ورزقان و خاروانا خواهند نشست؟ و منتظر مرگ سیاسی شان خواهند شد؟یا برای نجات و تدوام خودشان نقش آفرینی خواهند کرد؟

به نظر ورزقان نیوز دو احتمال قابل پیش بینی است:

1-   هر دو جناح و جریان سیاسی و انتخاباتی به آوردن کاندیدا از بین خودشان باز هم تلاش خواهند کرد.

2-   برخلاف میل و منافع جناحی و تاریخی خود از دو نفر مانده در صحنه  انتخابات حمایت خواهند کرد که نتیجه اش جز  خودکشی و پایان تاریخشان نخواهد بود.

 

یا اینکه هنوز قضاوت در اینمورد زود است؟ چون مسائل در حوزه اجتماعی و سیاسی سیال و همواره نتایج غیر منتظره و پیش بینی نشده از راه فرا می رسند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ساعت 15:0  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

«هارای قاراداغلی» و زامان دؤنگه لرینده ایتیردیییم دوستلار اوچون...

 

«هارای قاراداغلی»

              و زامان دؤنگه لرینده ایتیردیییم دوستلار اوچون...

 

بیزده سؤز یوخ، زامان بیزی آییردی

داغ نئیله سین، دومان بیزی آییردی

کیم آییردی، یامان بیزی آییردی

هئچ بیلمه دبیک سئوگی میزه نه گلدی؟!

 

دئییردیک بس بیر ابدی سئوداییق،

بو دونیادا بؤلونمه ین بیر پاییق.

محبت بیر دنیز ایدی، بیز قاییق.

او قاییغا، او دنیزه نه گلدی؟!

                                                                            

توفان قوپدو، سؤندو مایاق آ دوستلار!

جانیمیزی هارا قویاق آ دوستلار؟

عهد ائتمیشدیز آیریلمایاق آ دوستلار!

ایلقاریزا، عهدینیزه نه گلدی؟!

 

بیر زامانلار بوکولمه ین دیز ایدیک،

یوللار اوسته قوشا دوشن ایز ایدیک،

آیریلیغا دوداق بوزن بیز ایدیک،

بیر ییغیشین گؤرک بیزه نه گلدی؟!

 

                                         شعر: مقصود تقی زاده هریس ـ نیسگیل

                                                        ۲۹/۵/۱۳۸۱- هریس

 

 http://www.nisgil.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 9:24  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

قورباغه هایی که به جای قورت هر روز در قره داغ قور قور می کنند!

 

قورباغه هایی که به جای قورت هر روز  در قره داغ  قور قور می کنند!

 

- بیکاری!؟

- بیسوادی!؟

- مهاجرت سرمایه های مالی و انسانی!؟

- عدم و جود زیرساخت های اقتصادی/مالی و صنعتی!؟

- بی تفاوتی به مسائل عمومی و جمعی!؟

- آلودگی و تخریب محیط زیست منطقه !؟  ( قورباغه ای جدید که سر و صدایش  بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه از جنگلهای قره داغ به گوش می رسد!!)

 

انسان اولیه خودشرا پوشاند و دنبال شکارش رفت و بعد با آتش و سنگ تسلطش را بر طبیعت افزود. درقره داغ هم اینگونه شد انسان اولیه بعد از خوردن شکارش در غارش نشست و خوابید و به رویاها رفت.....بعد از خواب، تقریباً 12 هزار سال پیش بود که در اطراف سونگون قره داغ در دیواره غار مشغول ترسیم شکلها و رقص های مختلف شد...اما هنوز موازنه قوا بین انسان و طبیعت به نفع طبیعت بود....

تا اینکه در قرن 16 و 17  فیلسوفانی هم چون دکارت و فرانسیس بیکن مطرح کردند که طبیعت باید تحت کنترل وسلطه انسان واقع شود و علم و دانش چیزی جز ابزار انسان برای تسخیر طبیعت نیست.

بلی پیام اصلی فیلسوفان و بنیانگذاران اندیشه های مدرنیته این بود که علم و فلسفه باید به یک نتیجه عملی منتهی شود و آن نتیجه چیزی جز تسلط انسان بر طبیعت نیست.

ما بعد از قرن 16 و 17 علم و فلسفه جدید را تلاش برای تسخیر طبیعت توسط انسان می بینیم که عاقبت چنین کنترل و تسخیری دشمن گونه چیزی جزگرم شدن زمین/تخریب جنگلها و پوشش های گوناگون گیاهی/آلوده شدن آب و هوای کره زمین/ سوراخ شدن لایه ازون/آب شدن یخ های قطب شمال/نابود شدن گونه های مختلف حیوانات و پرندگان/کویری شدن زمین های حاصل خیز وغیره نیست.

بلی انسان محوری فیلسوفان مدرنیته اینکه همه چیز حتی طبیعت هم باید درخدمت و تحت کنترل انسان باشد و علم هم باید بعنوان ابزار کارا و مفید دراین راه خادم انسان باشد منجر به تخریب و تهدید طبیعت شد و در مقابل این نتایج زیانبار فلسفه و اندیشه های پست مدرنیته قد علم کردند که بجای تبلیغ سلطه انسان بر طبیعت معتقدند انسان جزئی از طبیعت است بجای ایجاد رابطه دشمنی با طبیعت باید با طبیعت دوست شد بجای تخریب آن باید در حفظ و نگهداری آن تلاش کرد ازبین رفتن طبیعت یعنی از بین رفتن و تهدید کلیه حیات من جمله حیات بشری.

در فضای اندیشه های پست مدرن است که مارتین هایدگر به نقد تکنولوژی و صنعت غرب می پردازد و میشل فوکو/ دریدا/لاکان/ لیوتار و دیگران هر کدام به اندیشه های مرکزگرایانه و تک بعدی مدرنیته حمله می کنند.

اما مدرنیته  غرب برای انسان و طبیعت  غیرغربی خیلی وحشیانه  و به صورت استعمار و استثمارخودش را نشان داد. مدرنیته انسان غربی همه طبیعت و داشته های غیر غربی ها را تلاش کرده از چنگش در بیاورد. غیر غربی هایی که هنوز در فضای نه سنتی و نه مدرن معلق اند ومدیرانش  گهی در آرزوی بازسازی گذشته از دست رفته شان(ناستولوژی) و گهی پشت پا زدن به گذشته شان و تماماً مدرن و غربی شدن.

در هر حال جوامع ما که نه سنتی اند و نه مدرن اند و به قولی در حال توسعه اند... با معیارهایی برنامه های توسعه می نویسند و پیاده می کنند که در غرب پست مدرنها بر سر آن اندیشه ها پتک وارد می کنند.

در این میان در قره داغ  هم برنامه های توسعه علی الخصوص در مورد معادن  بدون توجه به توسعه پایدار و بدون در نظر گرفتن آثار زیست محیطی  فقط با نظر گرفتن استخراج روباز هر چه زودتر و بیشتر  آنهم بدون استفاده از استانداردهای بین المللی صورت می گیرد که نتایج زیانبار و تهدیدهای آن سر و صداها آگاهان را در آورده است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 16:55  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

سياست انتخاباتي نبايد مجراي ورود به آموزش و پرورش را پيدا مي كرد !!!

 

سياست  انتخاباتي نبايد مجراي ورود به آموزش و پرورش را پيدا مي كرد !!!

                                                                نوشته   ناصر الماسیان

 

 

 

در نظر خواهي كه از بازديد كنندگان  وبلاگ كرده بودم تا در مورد مشكلات آموزش و پرورش شهرستان ورزقان نظر بدهند ،اغلب ورود سياست هاي انتخاباتي در بحث مشكلات آموزش و پرورش را اولويت اول افت آموزش و پرورش ذكر كرده بودند !!!

مي خواهم اين موضوع را دقيق تر و كارشناسانه تر بررسي كنيم ،البته متذكر شوم كه اين موضوع اصلا ربطي به مديريت فلان كس و فلان كسان  ندارد ،بلكه به سياست رايج در آموزش و پرورش شهرستان مربوط مي شود .

اين موضوع بسيار روشن است كه هر كس در انتخابات يك شهر يا كشور منتخب مردم مي شود بنابر سياست هاي گروه خود مجرياني را در طرح و برنامه هايش انتخاب مي كند و بنابر اين مسوليت پاسخ گويي به تمام مشكلات را بر عهده مي گيرد كه اين امري عادي به نظر مي رسد .

البته قبل از بررسي مي خواستم به مشكلات عمده آموزش و پرورش اشاره كنم :

  1. عدم استفاده از نيروي متخصص در آموزش و پرورش شهرستان
  2. نظارت ضعيف بر مدارس
  3. نداشتن برنامه و طرح براي آموزش و پرورش شهرستان
  4. استفاده از مديران غير متخصص و فرسوده در مدارس
  5. نبود ارزيابي دقيق از عملكرد دبيران
  6. عملكرد ضعيف در ستادهاي تشويقي و ارشادي
  7. استفاده نكردن بهينه از دبيران فعال
  8. نداشتن خلاقيت در مديريت آموزش و پرورش شهرستان
  9. عدم استفاده از تكنولوژي روز

و مهمتر از همه ي اينها آمار وحشتناك قبولين كنكور در شهرستان ورزقان است اين موارد مشكلات عمده به شمار مي آيند كه شايد با تقسيم به زير شاخه هايي شامل هزارا ن مشكل شود كه سال ها نياز به كار و تلا ش براي ترميم داشته باشد .در ادامه به هر كدام از اين مشكلات با ديدي دقيق و كارشناسانه نگاه مي كنيم .

در بررسي ابتدايي، به مشكل اصلي آموزش و پرورش يعني عدم استفاده از نيروهاي متخصص با تحصيلات عالي در آموزش و پرورش شهرستان و آمار وحشتناك قبولين كنكور در اين شهرستان خواهيم پرداخت .


http://gunaydinayna.blogfa.com/post-63.aspx


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 16:20  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

گلمحمد الیاسی نماینده‌ای که از نو باید شناخت !

 

 گلمحمد الیاسی نماینده‌ای که از نو باید شناخت !

                                                   نوشته یوسف دیزماری

 ( یادداشت ورزقان نیوز و چند سوال از یوسف دیزماری:

درج مطالب موافق، مخالف و انتقادی  نویسندگان و خوانندگان محترم از هر طیف و گروه فقط بخاطر تعمیق فرهنگ تحمل مخالفان و قبول اصل پلورالیسم یا کثرت گرایی در حوزه عمل و نظر است  و اینکه بیشتر بجای شنیدن تعریف از جانب دوستان و برخی چاپلوسان بیشتر برای انتقاد سازنده و نیش منقدان و مخالفان ،آماده و هشیار باشیم.

اما چند سوال از جناب آقای یوسف دیزماری:

1- چرا ایشان از شهر ورزقان با نام روستای ورزقان،شهرک ورزقان و... نام می برند آیا اینجور نوشته هایش بوی ورزقان ستیزی یا تحقیر ورزقان  نمی دهند با این حال از سرنوشت ورزقان و خاروانا می نویسند؟ و برای انتخاباتش قیپ قویان آزایدی اودا قیپ قویور؟

2- برخی از مسوولان ورزقان را منتسب به جریان فتنه و سرانش می دانید آیا کسانی  راهم منتسب به جریان انحرافی می دانید؟

3-  چرا ایشان از واژه های نادرست ارسباران، ترک زبان در وبلاگش استفاده می کنند؟

4- ایشان اگر مدرک و مستندات قابل دفاع بر علیه باندها و مافیاهای  ذکر کرده اش دارند چرا بجای اسم واقعی اش با اسم مستعار می نویسند یا چرا آن مدارک را تحویل مقامات قضایی نمی دهند؟

5- نسبت به آقای اکبرزاده نوشته اند ایشان بومی ورزقان – خاروانا نیستند با این حساب خود شما هم بومی ورزقان- خاروانا نیستند چونکه در مورد خودتان نوشته اید که اهالی روستایتان جزو حوزه جلفا و مرند هستند؟

6-  خرید رای با پول با خرید ، اجاره یا رهن  افراد غیر بومی برای برد انتخابات چه تفاوتها و چه اشترکاتی دارد؟ آیا هر دو مذموم و باطل اند و موجب ابطال انتخابات یا فقط یکیشان؟  )

 

 
 
                                        نوشته یوسف دیزماری
            

گلمحمد الیاسی

تو نیکی میکن و در دجله انداز                    که ایزد در خیابانت دهد باز !

متاسفانه مافیای شهاب الدین بیمقدار که در ردیف 57 سران فتنه قرار دارد ، با تحریک و تطمیع افراد معلوم الحال در منطقه بویژه در شهرک ورزقان ، گل‌محمد الياسي یکی از فرزندان غیور قره داغ را تخزیب می‌کنند. ایشان در دوره هشتم مجلس از حوزه انتخابیه شهریار کاندیدا شده بود و قاطبه ازومدولی‌های مقیم شهریار و اوشتبینی‌های مقیم سرآسیاب جانانه به او رای دادند و ایشان نفر دوم گردید.با این حال مشکلات پیش روی مس سونگون و مسئله مهمتر از همه خرید رای و ابطال مدلل و مستند انتخابات دوره هشتم ورزقان  از سوی شورای نگهبان در نطق پیش از دستور مجلس هفتم مطرح کرده و از مردم حوزه قدردانی می‌کند :

1-گل‌محمد الياسي نماينده مردم ورزقان در مجلس شوراي اسلامي در نطق پيش از دستور خود در جلسه علني صبح امروز سه‌شنبه (24 اردیبهشت 87 ه-ش)ضمن تشكر از مردم شهرستان ورزقان به جهت رأي دادن به وي در انتخابات مجلس هفتم، تصريح كرد: در اين دوره هم (=منظور دوره هشتم)كه در جهت حفظ احترام مردم و جايگاه نمايندگي مجلس و دوستانم تغيير حوزه داده بودم، مردم فهيم و آگاه بخش‌هاي قدس، سرآسياب، ملارد و بخش مركزي شهريار عليرغم جو سازي‌هاي غيرمنصفانه و طرفداري بي‌رحمانه مسئولين اجرائي و نظارتي انتخابات در آن شهرستان از كانديداي مشخص و توافق‌ها و انصراف و اتخاذ مواضع مشترك رقبا بر عليه اينجانب، با حركتي آگاهانه و توأم با شجاعت در مقابل قانون شكني‌ها در حاليكه حتي يك روز اقامت و مسئوليتي در آن حوزه نداشتم بنده را با رأي خود به عنوان نفر دوم انتخابات قرار دارند كه جا دارد از همه دوستان زحمتكش خودم در شهرستان شهريار تشكر نموده و از خداوند متعال آرزوي حل مشكلات عموم مردم ايران و علي‌الخصوص مردم شهرستان‌هاي ورزقان و شهريار با بخش‌ها و روستاهاي تابعه را داشته و موفقيت منتخبين دوره هشتم را در حل مشكلات مردم از درگاه خداوند توانا خواستارم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر ۱۳۹۰ساعت 20:38  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

آرامش انتخاباتی؛ ضرورت انتخابات نهم

 

آرامش انتخاباتی؛ ضرورت انتخابات نهم

                                                      احمد حسن نژاد

با شدت گرفتن موج استعفاي برخی مسئولین کشوری و لشگری برای نامزدی در انتخابات مجلس نهم، بحث‌ها در حاشيه‌ي انتخابات داغتر شده است. هرچند انتخابات مجلس نهم از اسفند سال گذشته و با سخنان سخنگوي شوراي نگهبان كليد خورد اما قطار انتخابات نهم موقعي سرعت گرفت كه در اواخر فروردين ماه وزير كشور، دوازدهم اسفند 90 را تاريخ برگزاري انتخابات اعلام كرد.

هدف از نگارش اين يادداشت، بررسي اجمالي مهمترين خواسته‌ي مردم از كانديداها و برگزاركنندگان انتخابات يعني «آرامش انتخاباتی» است

در كل جريان انتخابات در كشور ما دو نتيجه در پي دارد:

1.       رفراندومی بودن انتخابات و تایید نظام

2.       ظهور نخبگان و سیاسیون با عنوان کاندیدا و کسب آراء بالا و ورود به عرصه‌ی رسمی سیاسی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰ساعت 20:21  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

مروری برتاریخ مجالس قانونگذاری در ایران و نمایندگان ادوار منطقه قره داغ

 

مروری برتاریخ مجالس قانونگذاری در ایران

                                    و نمایندگان ادوار منطقه قره داغ

                                                                  ولی اله دینی

مجلس قانونگذاری در تاریخ معاصر ایران حضوری بیش از یک قرن دارد ،انقلاب مشروطیت ایران در تشکیل مجلس شورای ملی تجلی یافته و مهم ترین ثمره آن ایجاد پارلمان ،در ایران است .مظفرالدین شاه در 14 مرداد 1285 ه – ش فرمان مشروطیت را امضا کرد و در 14 مهر همان سال دوره اول مجلس شورای ملی در تهران با حضور نمایندگان گشایش یافت . پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در 24 اسفند 1358 برگزار شد و در روز هفتم خرداد ماه 1359 شمسی اولین دوره آن افتتاح شد. به همین مناسبت این روز، روز قانون و آغاز هفته مجلس می‌باشد.

  

نخستین جلسة رسمی مجلس شورای ملی در تاریخ ١4 مهرماه ١٢٨٥ خورشیدی با نطق افتتاحیه مظفرالدین‌شاه قاجار گشایش یافت. نمایندگان این دورة مجلس، به موجب مادة شش نظامنامة انتخابات از بین طبقة اشراف و شاهزادگان و تجار و مالکان و روحانیون و اصناف انتخاب گردیدند. این مجلس، قانون اساسی ایران را که مشتمل بر ٥١ اصل بود در تاریخ ٨ دی ماه ١٢٨٥ به توشیح مظفرالدین‌شاه و پس از فوت وی متمم قانون اساسی را در ١٥ مهرماه ١٢٨٦ به امضای محمد علی شاه رساند. این مجلس در ٢ تیرماه ١٢٨٧ (٢٣ جمادی الثانی ١٣٢٦) به توپ بسته شد. 
دومین دورة قانونگذاری پس از یک سال و ٤ ماه و ٢١ روز فترت در تاریخ ٢٤ فروردین ماه ١٢٨٨ خورشیدی مطابق با دوم ذیقعده ١٣٢٧ افتتاح شد. و به دنبال اولتیماتوم دولت روس در ٣ دیماه ١٢٨٩ منحل شد. 
سومین دوره، پس از سه سال فترت در تاریخ ١٤ آذرماه ١٢٩٣ خورشیدی مطابق با ١٧ محرم ١٣٣٣ توسط احمد شاه قاجار افتتاح گردید. دورة سوم مجلس شورای ملی به علت شروع جنگ جهانی اول بیش از یک سال دوام نیافت.

-در ادوار اول ، دوم و سوم از حوزه ارسباران همانند سایر شهرستان‌ها نماینده‌ای انتخاب نشد. دوره سوم مجلس شورای ملی توسط احمدشاه قاجار و با حضور شصت و هشت نماینده افتتاح شد. با حذف شرایط نمایندگان، تغییراتی از لحاظ طبقات و مشاغل میان وکلا رخ داد. از جمله آنکه تعداد ملاکین و روحانیون افزایش یافت اما از شمار بازرگانان و صاحبان مشاغل آزاد کاسته شد.

دوره چهارم پس از ٥ سال و هفت ماه و هشت روز فترت در اول تیرماه ١٣٠٠ خورشیدی مطابق با ١٥ شوال ١٣٣٩ توسط احمدشاه قاجار گشایش یافت و در ٣٠ خرداد ١٣٠٢ (٧ ذیقعده ١٣٤١) پایان یافت

-در این دوره نتیجه آرا ارسباران شامل کلیه محال‌ها به تهران مخابره نشد و در این دوره کرسی ارسباران خالی ماند.

دوره پنجم مجلس شورای ملی با سیاست استعمار و استبداد برای تمرکز قدرت در ایران و دیکتاتوری نظامی ، مواجه بود اجلاسیه پنجم قانون خلع سلسله قاجار و سلطنت دودمان پهلوی را تصویب کرد و به عمر قاجاریه پایان داد.همزمان با پایان مجلس چهارم و پس از شکست قرارداد استعماری ۱۹۱۹ در دوره فترت شش ساله مجالس سوم و چهارم به وسیله نمایندگان آزادیخواه دوره چهارم و در رأس آنان مدرس، این بار سیاست الغای سلطنت قاجاریه و جمهوریت رضاخانی مطرح شد.

-در دوره پنجم میرزا سلیم  خان ایزدی  بر کرسی نمایندگی ارسباران تکیه زد.‌

دورة ششم قانونگذاری در تاریخ ١٩ تیرماه ١٣٠٥ خورشیدی مطابق ٣٠ ذیحجة ١٣٤٤ توسط رضا شاه افتتاح و در تاریخ ٢٢ مرداد ماه ١٣٠٧ (٢٦ صفر ١٣٤٧) پایان یافت. در این دوره مجموعاً ٢٧٦ جلسه تشکیل شد

-در دوره ششم  ابراهیم خان امام جمعه اهر نماینده ارسباران شد.‌  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰ساعت 16:41  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  | 

معدن مس سونگون، قره داغ (ارسباران)را ویران کرده است

 

یاریمادیق ایستی سیندن/کور اولدوق توستوسوندن

                                                                وبلاگ یوخا(جعفر خضوعی)

با وجود هشدارهای متعدد کارشناسان و دوستداران محیط زیست نسبت به تخریب های گسترده معدن مس سونگون در رویشگاه جنگلی و مراتع ارسباران ، معدن مس سونگون همچنان بدون کوچکترین ممانعتی از سوی دستگاههای مسئول کوهها و مراتع را می تراشد و پیش می رود به طوریکه در تازه ترین گزارش و تصاویر تهیه شده توسط انجمن حفظ محیط کوهستان، این تشکل زیست محیطی وضعیت منطقه را بسیار نگران کننده عنوان کرده است.

عبدالله اشتری ، مدیر انجمن حفظ محیط کوهستان درگفتگو با سبزپرس گفت: در بازدید به عمل آمده که در نامه های ارسال شده به مسئولان و مدیران به گوشه هایی از آن اشاره شده است، وضعیت منطقه به مراتب نگران کننده تر از آنچه که انتظار می رفت دیده شد. متأسفانه تاکنون حتی یک پرونده هم از تعقیب جزایی معدن کاوان با موضوع ماده 55 قوانین ومقررات سازمان جنگلها و مراتع در این مورد تنظیم نشده است.

اشتری خاطر نشان کرد: با وجود تلاش دلسوزانه برخی از مدیران و کارکنان سازمانهای ذیربط که در مواردی هم از ادامه فعالیتهای تخریبی عوامل معدن سونگون به طور مقطعی جلوگیری به عمل آوردند،  اما  پس از چندی به دلیل نفوذ مسئولان این معدن، مجدداً کار به روال قبل باز گشته است.

مدیر انجمن حفظ محیط زیست کوهستان افزود: تاریخچه شناسایی و برداشت سنگ معدن در منطقه ارسباران به دهه 20 خورشیدی باز می گردد که روسها برای اولین بار این معدن را شناسایی کرده و در یک دوره کوتاه مدت روی آن کار کردند اما به دلیل تشخیص ارزشهای زیستی منطقه به روش حفر تونل (نه روباز) کار خود را ادامه دادند. در حالیکه در حال حاضر متولیان معدن مس سونگون بدون کوچکترین توجهی به موازین زیست محیطی به شکل لجام گسیخته ای به هر طرف سرکشیده و با خیال آسوده به اقدامات خود ادامه می دهند. ترانشه های ایجاد شده در جای جای منطقه حکایت از آن دارد که مجریان طرح کوچکترین ارزش و اهمیتی به حفظ بافت طبیعی منطقه نداشته و به رغم شعارهای زیست محیطی متعددی که بر روی تابلوهای نصب شده قبل از ورود به منطقه نوشته اند، کوچکترین دغدغه ای در قبال حفظ محیط و منابع طبیعی ارسباران ندارند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:10  توسط علیرضا نصیرزاده بکرآباد  |